بال های یک فرشته

من زنم

من زنم

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو... پشت ماشین لباسشویی بنشین!“
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:”زهرمار!“

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

اما من دیگر:

احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی.

احتیاجی ندارم که توحامی باشی

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم.

با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم.

من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.

به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا
نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی

گذشت
آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و
درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند.

امروز تو برای هم گامی بامن(و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی.

حقوقم
را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به
قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.

روزگاری
می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید
همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه
مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد.ممکن است دوست و
همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 12:23  توسط fere6teh  | 

من......!

من..؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست....
... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!...!
سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم

راهت را بگیــر و بـــــــرو

حوالی ما توقف ممنــــوع است
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 12:6  توسط fere6teh  | 

سلام مجدد

سلام دوستای گلم امیدوارم حالتون خوب باشه یه مدت طولانی بود نبودم اما باز امدم که بنویسم اما این بار غمگین تر از همیشه قوربونه همتون برام دعا کنین از این افسوردگی و سر در گمی درام مرسیییییی همتونو دوست دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 21:22  توسط fere6teh  | 

دنیای این روزای من

حواسم نبود و عاشقت شدم

معجزه خبر نمی کند با احتیاط ناامید شوید


دلم تنگ شده برایت...اما نمی شود برایت بگویم از این دلتنگی

 دلتنگی را نشانت می دهم با این نوشته

جایی میگذارم که شاید یک روز از آن گذر کنی بخوانی

و کاش بدانی که مخاطب من تو بوده ای...

تویی که اگر اجازه داشتم  نشانت میدادم به همه و میگفتم:

او را نگاه کنید... تمام دنیای من است و خودش نمی داند!




 این آخرین آپ وبلاگ بال های یک فرشته هست...و یه جورایی حکم

خداحافظی رو داره


فرشته ای که امشب آپ کرده با اونی که شما می شناختید خیلی

فرق کرده!


جمله بالای وبلاگ رو عوض کردم و به عنوان آخرین یادگاری تقدیم به

همه دوستای خوب وبلاگی من:معجزه خبر نمیکند با احتیاط نا امید شوید!


پایان










دلم تنگ شده برایت ...دلم تنگ شده برایت ....اما نمی شود برایت بگویم

 

از این دلتنگی...نمی توانم....

 

اما این دلتنگی را نشانت می دهم

 

با این نوشته....

 

جایی می گذارم که بخوانیش....

 

کاش بدانی که مخاطب من تو بوده ای..


+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 20:59  توسط fere6teh  | 

ضرب المثل آلمانی دییییی

دو ضرب المثل آلمانی میگه :

Hochmut kommt vor dem Fall
غرور قبل از سقوط (شكست) ظاهر مي شود
و
Geduld baut, Ungeduld bricht ab
صبر و حوصله سازنده است ، بی صبری و کم طاقتی ویران کننده

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:47  توسط fere6teh  | 

moragheb bash:( emam ali ham mige

امام علی (علیه السلام) می فرماید:
مراقب افکارت باش که گفتارت میشود
مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود
مراقب رفتارت باش که عادتت میشود
مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:47  توسط fere6teh  | 

از همه سپاسگزارم


ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم
آنها مرا قویتر میکنند

از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم
آنان قلب مرا بزرگتر میکنند

ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم
آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم
آنان به من معنای دوست واقعی را نشان میدهند

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:45  توسط fere6teh  | 

کاشکی ...

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم...

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:49  توسط fere6teh  | 

غمگین دیدارم ...

بین غمگین،

ببین دلتنگ دیدارم...

ببین خوابم نمی آید، بیدارم...

نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:

تورا بیش از همه کس دوست میدارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:48  توسط fere6teh  | 

تاکجای قصه ها بایدزدلتنگی نوشت؟

تابه کی بازیچه بودن دردودست سرنوشت؟


تابه کی باضربه های دردبایدرام شد؟


یافقط باگریه های بی قرارآرام شد؟


بهردیدارمحبت تابه کی درانتظار؟


خسته ام اززندگی ازغصه های بی شمار...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:32  توسط fere6teh  | 

me & tohid 1 mah pishemon

(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:28  توسط fere6teh  | 

برهنه ات میکنند

برهنه ات میکنند

تا بهتر شكسته شوي


نترس، گردوي كوچك !


آنچه سياه مي شود

روي تو نيست، دست انهاست !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:20  توسط fere6teh  | 


تفاوت بزرگی است

میان آغوش نرم و آغوش امن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:14  توسط fere6teh  | 

yeki bod yeki nabod

bache ke bodim maman bozorgamon vaghti ghese migoftan baramon avalesh migoftan yeki bod yeki nabod ghire khodaie mehrabon hich kas nabod nemidonestam yani chi in harf alan ke bade 8 mah ashghi raft hafteie 3vom ke joda shodim be hame chiz fekre kardam vaghti khodao to otagham habs mikardam vaghti gereie mikardam yade ie ghese az maman bozorgam oftadam bade on 3.4 roz gozashte bod omade bod khonamon behem sar bezane behesh goftam mamani delam gerefte khili tanham az eshgham joda shodam bahash dardo del kardam onam goft eshkal nadare hatman hekmati to kare age ghesmatet bashe bar migarde ie ahi keshidam goftam hatman bar migarde omidvaram bar garde bad mesle hamishe saramo gozashtan ro pash mohamo naz mikard goft yeki bod yeki nabod ghir az khodaie mehrabon hich kas nabod raftam to fekre ke chera ino hanoz mige ama fahmidam chera chon vaghti yeki hast on yeki nist on yeki hast in yeki nist hamash khatere ha hastan vaghtaie ke tarafet nist ehsase tanhaie mikoni tanha nisti khoda bahate tanhaie faghat male khodast na ma bande ha age didi tanha shodi ehsase tanhaie kardi naraat nasho gereie nakon khoda khodesh khaste tanha bashi hata vase chand min ke faghat khodet bashio khodesh ke bahash khalvat konio be yadesh biofti age ashghi age tanhaieo joda az eshghet age gonehat khiasan bedon hatman hekmati to kare age ghesmate to bashe ghiamat ham beshe bar migarde be ham miresin age ham ke na khodetam bokoshi be ham nemiresin pas tavakol kon bekhodaaa harchi bekhad hamon misheee motmaen bash khoda arhaman rahemine eshgh moghadase ghadresho bedonin ta dir nashode ke hasrate on rozaro bokhorin mesle man hasrat bokhorin kash mishod jobran konamo intori nemishod kashhhhhhhhhh kaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaashhhhhhhhhhhhhh

taghdim be kasi ke mesle man tanhasto narahat ama mige tanha nisto khosh hale ashghetaaaaam

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 2:1  توسط fere6teh  | 

migan bad avordaro bad mibare ama to ke ba paie khodet omade bodi! pas bedone dalil koja rafti aslan chera omadi ke beri? age vaghan rafti chera man hanozam cheshm be rahetam ? chera intori shodam mage nagofti in jodaie be nafe joftemone nafas? mage nagofti rahat mishim az in asab khordio in hame dava?pas chera goneham khiasan chera intori shodam chera daram zaje mizanamo eltemas mikonam?chera man daram to nabode az bin miramo nabod misham? in jodaie be nafe man nabode be nafe to chi bode?bode ke ta alan tahamol kardi?age nabode ke bargard age bode ke nago be nafe joftemon bod joda shim bego be nafe man bod ke joda shim fereshteh ro nemidonam man khodamo dar nazar gereftamo didam ono na heeeeeem khastam khili khaste kash hamash khab bashe in jodaie khab bashe albate taghsire to nist azizam in ie shokhi bod az tarafe khodao to moghasere asli manam ke in shokhie bache ganaro jedi gereftamo ashghet shodam alanam daram tavanesho midam ama man inam dost daram inam migzare khoda bozorge:( ama man har chi she ashghetaaaaaaaaaaam nafasam 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 1:40  توسط fere6teh  | 

taghdim be nafasam

gofte bodam in blog matrokast ama har kari kardam natonestam jolo khodamo begiram on ke nist harfamo behesh begam inja minevisam shaiad ie roz biad bekhone shaiad bargarde chon hanoz cheshm be rahesham dar nabodesh daram zare zare ab misham raft hafteie 3vom ke az ham jodaim in dardo delaie man pass dare passesh ham oni ke baiad bekhone yani nafasam eshgham omram zendegim yeki yedonam T.drv midone chon ye pass khase pass yeki az postam bod ghablan ia begam pass blogesh bod inam goftam ke age badan bahone avord ke pass ro nayaftam begam ke onja gofte bodam midonam nemiad bekhone ama intori arom misham baram doa konin bargarde chon vaghan mahkom be tavani shodam ke nemidonam tavane kodom gonahame che kare eshtebahi anjam dadam aslan chera on eshghe 8 mahe to 1 shab be tanafore on nesbat behem tabdil shod kash midonestam kash behar hal baram doa konin bade inke in postam khondin be ehterame eshgho ashghaie tanhaie mesle man 1 min sokot konino ie ah bekeshino az khoda bekhain hich vaght ashgha az ham joda nashan chon tanhaie khili bade tarsnake:(( khili bade misi az hame dosta
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 1:31  توسط fere6teh  | 

پـــــــــــــــــایــــــــــــــان


تا اطلاع ثانوی این وبلاگ متروک باقی میماند



+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 22:50  توسط fere6teh  | 

يكي را دوست مي دارم

يكي رادوست مي دارم ولي او باورندارد.

يكي را دوست مي دارم همان كسي كه شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگيم

رابا گرماي عشق او ميگذرانم!

يكي را دوست مي دارم كه ميدانم هيچگاه به او نخواهم رسيد وهيچگاه نمي توانم

دستانش رابفشارم!

يكي را دوست مي دارم , بيشتر از هر كسي , همان كسي كه مرا اسير قلبش كرد!

يكي را دوست مي دارم , كه ميدانم او ديگر برايم يكي نيست ,او برايم يك دنياست!

يكي را براي هميشه دوست مي دارم , كسي كه هرگز باور نكرد عشق مرا!

كسي كه هرگز اشكهايم را نديد و نديد كه چگونه ازغم دوري و دلتنگي اش پريشانم!

يكي را تا ابد دوست مي دارم , كسي كه هيچگاه درد دلم را نفهميد و ندانست كه اودراين

دنيا تنها كسي است كه در قلبم نشسته است!

يكي را در قلب خويش عاشقانه دوست مي دارم, كسي كه نگاه عاشقانه ي مرا نديد و

لحظه اي كه به او لبخند زدم نگاهش به سوي ديگري بود!

آري يكي را از ته دل صادقانه دوست ميدارم , كسي كه لحظه اي به پشت سرش نگاه

نكرد كه من چگونه عاشقانه به دنبال او ميروم!

كسي را دوست مي دارم كه براي من بهترين است, ازبي وفايي هايش بگذرم براي من

عزيزترين است!

 يكي را دوست مي دارم ولي هرگزاين دوست داشتن را باور نكرد!

نمي داند كه چقدر دوستش دارم , نمي فهمد كه او تمام زندگي ام است!

يكي را با همين قلب شكسته ام , با تمام احساساتم , بي بهانه دوست مي دارم!

كسي كه با وجود اينكه قلبم را شكست,اما هنوز هم دراين قلب شكسته ام جا دارد!

يكي را بيشتر از همه دوست مي دارم , كسي كه حتي مرا كمتر از هر كسي  نيز دوست

نميدارد!

يكي را دوست مي دارم با اينكه اين دوست داشتن ديوانگيست اما.................

من ديوانه وارتنها او رادوست دارم!


كاش روزي بفهمي كه چقدر دوستت دارم!!!!!




راستی اولین حرف اسم کسی که دوسش داری چیه؟؟؟؟؟

شجاع باشید لطفا...اصلا اگه میخوای اسمش رو بگو..........

من خودم اولش رو میگم (ت)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 1:56  توسط fere6teh  | 

من و تنهایی

ای روزگار بی وفا که با من بد مدارا کردی که هر کاری را شروع می کنم پایان خوشی ندارد.

تنهایی را سر نوشت من قرار دادی،ای روزگار بی وفا تو آن چنان دل مرا شکستی که به تنهایی

نمی توام تکه های شکسته ی دلم را جمع کنم.از روز اول تنهایی هم خانه ی من شد دوست

صمیمی لحظه های پر غم من ای روزگار تو که میدانستی من آن نمی رسم پس چرا او را سر

راه من قرار دادی و وارد زندگی من کردی؟

من که با تنهایی خود خوب ساخته بودم.

                                      من ماندمو این علامت سوال ( ؟ )

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 1:45  توسط fere6teh  | 

با توام ! آی کجای رفتی ...


قسمت اول :

گفتم : خسته ام ..

 

                         گفت:لا تقنطوا من رحمه الله

                              از رحمت خدا ناامید نشوید (زمر/53)

 

 

                       گفتم :انگار مرا فراموش کرده ای؟!

                           گفت:فاذکرونی اذکرکم

                              منو یاد کنید تا شما را یاد کنم (بقره/152)

 

                         گفتم تا کی باید صبر کرد؟

                             گفت:وما یدریک لعل الساعه تکون قریبا

                              تو چه می دانی!شاید موعدش نزدیک باشد(احزاب /63)

 

                         گفتم دلم گرفته ..

                                گفت:بفضل الله و برحمتک فبذلک فلیفرحوا

 

                                 مردم به چی دلخوش کردن؟؟؟باید به فضل و رحمت خدا شاد باشید _یونس/58)

 

                           گفتم :باشه !توکلت علی الله

                              گفت :ان الله یحب المتوکلین

                                 خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد(آل عمران/159)

 

                           گفتم چقدر احساس تنهایی می کنم !

                              گفت: فانی قریب

                                  من که نزدیکم (بقره)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 1:42  توسط fere6teh  | 

هنوز عادت به تنهایی ندارم

باید هرجوریه طاقت بیارم

اسیرم بین عشق و بی خیالی

چه دنیای غریبی بی تو دارم

میترسم توی تنهایی بمیرم

کمک کن تا دوباره جون بگیرم

یه وقتایی به من نزدیک تر شو

دارم حس میکنم از دست میرم

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو

یه روز از درد دلتنگی بمیرم

تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه

تو دستای تو آرامش بگیرم

بگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب

کی رو دارم به جز تنهایی امشب

میخوام امشب بیفته به پای تو غرورم

نمی تونم ببینم از تو دورم

دارم تاوان دلتنگی مو میدم

کنار تو به  آرامش رسیدم

بیا دنیامو زیبا کن دوباره

خدایا از تو زیبـــاتر ندیدم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 21:37  توسط fere6teh  | 

 gole nazam delam tange nazashtan pishe ham bashim baiad har do joda az ham sharike dardo gham bashim delam tange vase cheshmatdelaaaaaaam  tangeeeeeeeee goleeee nazam manam mesle to delgiram midonam aghebat iek shab az in deltangi mimiraaaaaaam delam tange gole nazam nagi az to joda bodam age porsidan on ki bod nagi man bivafa bodam delam tange vase cheshmat gole nazam delam tange nazashtan pishe ham bashim baiad hardo joda az ham sharike dardo gham bashim delam tange vase cheshmat delam tangeeeeeeeee goleeeeeeee nazammmm manam mesle to delgiram  midonaaaaaam aghebat 1 shaaaaaaaaab az in deltangi mimiraaaaaaaam delam tange gole nazam nagi az to joda bodam age porsidan on ki bod nagi man bi vafa bodam delam tange vase cheshmat

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 19:53  توسط fere6teh  | 

delam beshkane harfi nist haghighat ro azat mikham behem rahat bego miri hala ke sarde royaha nemidonam koja bod ke deleto dadi daste on khodet khorshid shodi bi man manam deltangie baron ievaght fekre manam kon ke delam daghone daghone to miri aghebat ba on ke dastam khali mimone delam beshkane harfi nist faghat kash layeghet bashe miram az ghalbe to biron ke eshghesh to delet ja sheeeeee delam beshkane harfi nist age to yaro hamrashi vali mishod bemonio kami ham ashgham bashi nemidonam koja bod ke delet ro dadi daste on khodet khorshid shodi bi man manam deltangie baron hame fekret shode cheshmat gahi dastato migire yevaght tanhash nazari ke mesle man mishe mimire
wqlxkza aogjq: delam beshkane harfi nist faghat kash layeghet bashe miram az ghalbe to biron

wqlxkza aogjq: ke eshghesh to delet ja she
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 19:53  توسط fere6teh  | 

chera donbalam migardi?midoni chand sal gozashte midoni in dele tanha to khodesh yadeto koshte shenidam in daro on dar mizani mano bebini ie rozi to abra bodi chi shode ke ro zamini? man hanoz yadam narafte chejori azam gozashti ke chetor mano nakhasti hame gholato shekasti man hanoz yadam narafte chejori azam gozashti ke chetor mano nakhasti hame gholato shekasti hey azzat porsidam on roz ke chetor migzari az man to be man khandidi gofti ke nemishnasamet aslan shenidam havaye eshgham zade baz be ghalbe sanget pore ghatrehaie ashke on 2ta cheshme ghashanget hala bade in hame sal omadi ke chi bebini man mikham to abra basham hala ke to rozamini man hanoz yadam narafte ke chejori azam gozashti ke chetor mano nakhasti hame gholato man hanoz yadam narafte ke chejori azam gozashti ke shekasti

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 19:51  توسط fere6teh  | 

چقدر امروز من شکسته ام... می خوام از دست تو بگريم تا برسم به اوج ابرا... دیگه حتی چشمامم کم آوردن توی این هجوم اشکا...
می دونی؟! راحته مردن... اما وقتی موندی دیگه تو باید بجنگی...
چرا حتی لحظه ها سنگین شدن.؟! همون دقایقی که با تو حتی یه لحظه هم نبودن.
سینه ی سنگین و پر غصه ی من... پر بغضه... تو کجا و دستای خالی و سرد من کجا..؟!
هی ! بیا ! کوچه ی این دل تنگه اما خالی از صدای پات..سرده اما منتظر برای هرم گرمای نفسهات.
کاش می شد فقط خوبی ها و لحظه های خوب و پرخاطره با تو بمونه تو خاطرم.
اگه کوچت بی صدا بود... ولی تا دلت بخواد گریه های من پر فریاد بود و هق هق. من تنها من خسته... هر چی باشم عاشق تو... قلبمو با هر دو دستم می ذارم سر راهت.
یه روزی شاید بمونی با دلم. تا از همه خستگی هام هیچی نمونه، بدم به باد و بزنم فریاد.
شاید که تو تا همیشه باشی پیشم.
من تنها، من خسته، پر دردم، پر غصه.
می دونم که تو می تونی و فقط خودت می تونی دستامو تو دست بگیری ببری تا اوج ابرا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 0:8  توسط fere6teh  | 

کاش تو را نمی دیدم 

تا که محکوم به مرگ تو شوم 

من ندانم که کدام غم ترا از پای در آرود 

که چنین نومید گشته ای ؟

تو خود دانی که دلم 

غیر تو فکر دگر ندارد 

من که هم یادت بودم و هم کنارت 

کاش کمی بهتر می دید مرا 

من از کاش ها بیزارم

و تو باز با کاشکی ها زندگی می کنی .

من که باشم که طلب بخشش کنی ؟

خود نیز سزاوار بخششم 

مردن تو مرا چه سود ؟

این نفس با نفس تو جان می گیرد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 14:21  توسط fere6teh  | 

روزهای بی تو

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده …

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم

سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 13:49  توسط fere6teh  | 

تو همونی که صدام کرد

به اندازه‌ی تو کسی نیست.. که بتونه غممو کم کنه
بدونه یه وقتایی لازمه.. که تنهام بذاره و ترکم کنه

کسی نیست مثل تو با صداش.. بخوابم و رو ابرا بیدار شم
همیشه بلد باشه چیزی بگه که.. تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد.. اسممو به یادم آورد
منو آغوشش گرفت و .. صد دفعه با من زمین خورد

به اندازه ی تو کسی نیست.. که دستام به دستاش عادت کنن
یه جوری کنارم نشستی همه.. به آرامش من حسادت کنن

کسی نیست مثل تو با صداش.. بخوابم و رو ابرا بیدار شم
همیشه بلد باشه چیزی بگه که.. تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد.. اسممو به یادم آورد
منو آغوشش گرفت و .. صد دفعه با من زمین خورد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 13:47  توسط fere6teh  | 

مسافران سر نیزه های عــــــاشورا  قسم به عشق، مرا تا خدایتان ببرید

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 23:58  توسط fere6teh  | 

ذهن و مرد

در ذهن زنانه ی من
مرد یعنی تکیه گاهی امن
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ،
بدون اندکی شرم!
... در ذهن زنانه ی من
... ... مرد یعنی کوه بودن،
پر از سخاوت،
پر از حیای مردانه در کنار این ابهت ،
لوس شدنهای کودکانه!!!
در ذهن زنانه ی خوشبین ِمن،
مرد یعنی دوست میدارمت تو هر لحظه با منی!
تو مردی ، من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 1:39  توسط fere6teh  |